منو

یکشنبه, 01 خرداد 1401 - Sun 05 22 2022

A+ A A-

حديث معلّي بن خنيس پیرامون عید نوروز و بررسی روایت [مناسبت ملّی]

حديث معلّي بن خنيس

منقول است که معلّي بن خنيس گويد:

خدمت امام صادق (عليه السلام) در روز نوروز رسيدم.

حضرت فرمودند :آيا ميداني امروز چه روزي است ؟

گفتم : فدايت شوم روزي است كه مردم عجم )غير عرب) آن را بزرگ ميشمارند و به همديگر هديه ميدهند .
امام (عليـه السـلام) فرمود: سوگند به خانه عتيق[1] خداوند ) كعبـه) كـه در مكّـه اسـت ايـن بزرگداشت و هديه دادنها به علّت امري است باستاني كـه آن را بـراي تـو بـازگو ميكنم تا كاملاً آشنا شوي .
معلّي گويد: گفتم: اي آقاي من آموختن آن از شما نزدم محبوبتر از زنـده شـدن مردگانم و مرگ دشمنانم ميباشد.
سپس حضرت (عليه السـلام) فرمود: اي معلّي، همانا روز نوروز روزي اسـت كـه خداونـد از بندگانش پيمان و تعهد گرفت كه او را بپرسـتند و هـيچ چيـز را شـريك او قـرار ندهند و ايمان به رسولان و حجتهاي او و امامان و پيشوايان دين بياورند .و آن روزي است كه نخستين بار خورشيد طلوع كرد و بادها وزيدن گرفت . و آن روزي است كه گلها و شكوفه هاي زمين آفريده شده است .و آن روزي است كه كشتي نوح پيامبر (علی نبیّنا و آله و عليه السلام) بر كوه جودي پهلو گرفت .نوروز روزي است كه خداوند گروهي را كه هزاران نفر بودند و از خانه هـاي خـود از ترس مرگ فرار كردند و ) در بيابان) مردند دوباره زنده كرد. [2]  
و نوروز روزي است كه) اولين بار) جبرئيل در آن روز بر پيامبر (صلي االله عليه وآله وسلم) نازل شد. (روز مبعث(
و آن روزي است كه پيامبر (صلي االله عليه وآله وسلم)  علي (عليه السلام) را بر دوش خود بلند كرد تـا توانسـت بت هاي قريش را از فراز بيت الحرام ) كعبه) به زير افكند و بشكند .
همچنين روزي است كه حضرت ابراهيم (عليه السلام) بت هاي نمروديان را شكست .
و نوروز روزي است كه پيامبر (صلي االله عليه وآله وسلم) اصحاب خود را امر كـرد تـا بـر خلافـت و اميرالمؤمنين بودن علي (عليه السلام) بيعت كنند.) روز غدير) و آن روزي است كه پيامبر (صلي االله عليه وآله وسلم) اميرالمؤمنين (عليه السـلام) را بـه سـوي جـنّ ) وادي جن) فرستاد تا از آنان براي او بيعت گيرد .و آن روزي است كه با اميرالمؤمنين (عليه السلام) براي بار دوم بيعت شد .و آن روزي است كه علي (عليه السـلام) بر خـوارج نهـروان ظفـر يافـت و سـركرده آنـان ذوالثديه را كشت. و نوروز روزي است كه قائم مـا (عجـل االله تعـالي فرجـه) و واليـان امـر ظـاهر گردند. [3]  
و آن روزي اســت كـه قــائم مـا (عجـل االله تعـالي فرجـه) بـر دجــّال پيـروز گــردد و او را در ميدان كناسـه كوفـه [4] به دار آويزد .
و روز نوروزي نيست مگر اينكه ما توقّع فرج را در آن داريم زيرا آن از روزهاي مـا و شيعيان ماست .مردمان عجم احترام آن را نگهداشتند و شما آن را ضايع كرديد. [5]  

نوروز از زبان امام كاظم (عليه السلام)

ابن شهر آشوب در كتاب مناقب گويد:

حكايت شده است كه منصور دوانيقي بـه امام كاظم (عليه السـلام) پيشنهاد كرد: در مراسم نوروزي جلوس فرمايد كه به نماينـدگي از منصور فرمانداران و فرماندهان به وي تهنيت گويند و هدايا را از آنان تحويل گيرد.

امام (عليه السلام) فرمود: من اخباري را كه از جـدّم رسـول خـدا (صـلي االله عليـه وآلـه وسـلم) رسـيده اسـت تفتيش و بررسي كردم وخبري از چنين عيدي نيافتم .
و اين عيد، شيوه فرس [6] است و اسلام آن را محو و نابود كرد و پناه مـيبـرم بـه خداوند متعال از اينكه زنده كنم آنچه را كه اسلام محو كرده است. [7]
پس منصور گفت : هر چند اين عيد مذهبي نيست اما فقط به منظور لشـكرداري و تقويت روحيه احترام لشكريان ) كه اكثراً فارس ايراني ميباشند) برگزار ميكنـيم و من تو را به خداي عظيم سوگند ميدهم كه در اين مراسـم شـركت كنـي و آن را اداره كني . امام  (عليه السلام) نيز به آن دستور و فرمان عملكرد و جلوس فرمود .
اميران و لشكريان خدمت امام موسي بن جعفر (عليهما السلا م) مشـرّف مـي شـدند ، تبريـك ميگفتند و هدايا و تحفه هايشان را تقديم ميكردند .
منصور شخصي را گماشته بود تا فهرست هدايا را بنويسد. آخرين نفر پيرمردي بود، او عرض كرد :
اي پسر دختر رسول خدا (صلي االله عليه وآله وسلم) من مرد فقيري هستم ، مالي نداشتم براي شما هديه آورم، ولي جـدّم در مرثيه جدّ شما حسين بن علي (عليهما السـلام) سه بيت رثـاء گفتـه است همان را تحفه آورده ام و آن سه بيت اين است :
عَجُبتُ لِمَصقُولٍ عَلَاكَ فرِنْدُهُ                                         يوم الْهِيـَاجِ و قَد عـلَاكَ غُـبـار
و لِاَسهُمٍ نَفَذَتْكَ دونَ حرَائِـر                                          يَدعـونَ جَـدّكَ و الدُمـُوعُ غَزَار
اَلاّ تَقَضْقَضَتِ السهامُ و عاقَها                                       عنْ جِسمِكَ الإجلَالُ والإكْبار [8]
حضرت عليه السلام فرمودند: هديه تو را قبول كردم بنشين بارك االله فيك .
رو به خادمي كه منصور گماشته بود فرمودند: برو نزد منصور و او را خبر ده كـه بـا اين مقدار مال جمع شده چه بايد كرد .
خادم رفت و برگشت. گفت: منصور گويـد: همـه را بـه شـما بخشـيدم هـر چـه ميخواهيد با آن انجام دهيد.

امام (عليه السلام) به آن پيرمرد فرمودند: اين مال ها را بـردار، همه اين اموال را به تو بخشيدم. [9]
نگاهي به اين دو روايت
هر چند اين دو حديث به صورت ظـاهر ، متعـارض و متنـاقض مـيباشـند امـا بـا مختصر توجه و دقّت، احتمالاً تضادي باقي نماند زيرا روايـت مـدح از هـر جهـت قابل خدشه و ايراد است:

 (1سند:  زيرا نه از كتاب معتبري نقل شده و نه از مؤلّف مـورد اعتمـاد و نـه افـراد واسطه شناخته شده اند و معلّي بن خنيس [10] نيز عـدالت و وثـاقتش ثابـت و مسـلّم نيست .
خدشه و ايراد دوم به روايت معلّي
2) متن:  جملات حديث معلّي گوياي اين نيست كه آن جريانات پرخير و بركـت و با قداست در روز نوروز اتفاق افتاده است تا موجب امتيازات مثبت روز نـوروز شـود.
زيرا امام (عليـه السـلام) چنين نفرمود: در نوروز كشتي نوح به ساحل نشست يا در روز نوروز ابراهيم (عليه السلام) و علي (عليه السلام) بت شكني كردند بلكه چنين فرمودند: نوروز روزي است كه كشتي به ساحل نشست يا بت شكني انجام شد يا چنين و چنان شد .و به وضوح فرق است بين جمله: نوروز روزي است كه جريـان غـدير در آن اتفـاق افتاد و جمله: جريان غدير در روز نوروز اتفاق افتاد .
جمله نخست به خوبي گوياي اين است: روزي را كـه جريـان غـدير در آن اتفـاق افتاد بايد نوروز ناميد و گفته امام (عليه السلام) همين است نه جمله دوم .
اگر آنچه گفتيم تا اينجا درست باشد، منظور امام (عليه السـلام) اين است كه اگـر بخواهيـد روز نوروز داشته باشيد روزيكه كشتي نوح به ساحل نشست نوروز بدانيد .
روزهايي را كه ابراهيم (عليه السلام) و علي (عليـه السـلام) بت شكستند و بـراي اميرالمـؤمنين (عليـه السـلام) بيعت گرفتند نوروز بدانيد .
خلاصه نظر امام (عليه السلام) ظاهراً اين باشد كـه در فرهنـگ و تمـدن اسـلامي معيـار و محور نوروز شدن و عيد گرفتن ، امتيازات آسماني و خداپسندانه است .
ربنَا أنْزِلْ علَينَا مائدةً منَ السماء تَكُونُ لَنَا عيداً لأوّلِنَا و آخِرِنَا. [11]
مانند عيد قربان و غدير و بت شكني و هـر نـوع اقـدام ايثارگرانـه و جهـادي ، نـه كارهاي مادي و هوسانه و زميني و مردمي مانند تاج گذاري و تخت نشيني . . .
پس در حقيقت (روايت)، ظهورِ جدّي در تأييد نوروز باسـتاني رايـج قبـل از اسـلام ندارد ضمن اينكه امام صادق (عليه السـلام) ميخواهد به اين وسيله روزهايي را معرفي كند و رواج دهد كه داراي امتياز آسماني مذهبي ميباشند .
و شاهد صدق اين گفتار ، جمله آخرين اين حديث اسـت ، آنجـا كـه مـيفرمايـد :
مردمان عجم آن را نگه داشتند و شما آن را ضايع كرديد يعني آنان روزهايي را كـه با معيارهاي فرهنگي خود ممتاز است حفظ كردند و آن خاطره ها را نگهداشـتند، و اما شما روزهاي ممتاز مذهبي و ديني خود را مانند بت شكني ها و بيعت گيري ها نه حفظ كرديد و نه نگهداشتيد .
و شاهد دوم: خلقت خورشيد در روز نوروز است زيرا قبل از خلقـت خورشـيد روزي نبود كه نوروز باشد. پس نميتوان گفت: خورشـيد در روز نـوروز خلقـت يافـت و خلقت خورشيد يكي از امتيازات روز نوروز است. اما ميتـوان گفـت : روز خلقـت خورشيد نوروز است .
خدشه و ايراد سوم:

3) واقع گرايي روايت منقول از امام صادق (عليـه السـلام) :

اگر برداشت و استظهار پيشين از روايت را نپذيريم تقيّه بودن اين روايت قوياً محتمل است . زيرا احتمال تقيّه در هر روايت گر چه خلاف اصول و ضوابط است اما در صورت تعارض و تضـاد روايـات، پناه بردن به اين شيوه ضروري است.
و در مورد نوروز روايت معلّي ) اگر دلالتش بر مدح ، تمام باشد) موافق با نظر مخـالفين ائمه (علـيهم السـلام) است. زيرا در زمان بنی عباس فرهنگ ايران و ايرانيان، حـاكم و رايـج در نظام اسلامي آن روز بود و برگزاري مراسم جشن نوروزي و تقديم هـدايا رسـماً مورد تأييد و حمايت دولت مردان بود .
و با مذمّتي كه در كتاب مناقب از امام كاظم (عليـه السـلام) دربارة نوروز وارد شده بـه ناچـار روايت مدح ) بر فرض ظهور در مدح) محمول بر تقیّه است .


خدشه و ايراد چهارم

4) محتوا و مضمون روايت معلّي قابل قبول نيست: زيرا نميتوان باور كـرد كـلّ جريانات مذكور در روايت معلّي همگي در روز اول بهـار يـا در روزي كـه يكـي از شاهنشاهان ايران زمين به تخت و تاج رسيده و خلاصه در روز اول سـال فـرس و ايرانيان اتفاق افتاده باشند .
و به گفته علامه مجلسي (رضوان االله تعالي عليـه):

آنچه گفته ميشود: روز غدير و قتـل عثمـان در روز نوروز ، اتفاق افتاد بهترين دليل است بر اين كـه مـراد از نـوروز، اول بهـار نيست زيرا قطعاً ممكن نيست به فاصله بيست و پنج سال در يك ماه قمـري ) مـاه ذي الحجه) دوبار اول بهار شود. پس آنانكه گويند: نوروز، اول بهـار اسـت و بـه اين حديث ) حديث معلّـي( استدلال كنند در حقيقت آنچه را كه دليل بطـلان اسـت، دليل صحّت قرار داده اند .
به تعبير ديگر: نوروز در روايت معلّي به 27رجب روز مبعـث پيغمبـر (صـلي االله عليـه وآلـه وسـلم) و فتح مكه ) 8 هجري،  20سال بعد از مبعث در ماه رمضان) و غـدير )23 سـال بعـد از مبعـث سـال 10هجري) و بيعت با اميرالمؤمنين (عليه السلام) بر خلافت ) سال 35هجـري مـاه ذيحجـه ( معرّفـي شد در صورتي كه فواصل اين ماه هاي قمري با اول بهار قابل جمع نيست . . .
بررسي روايت امام كاظم (عليه السلام)
اما روايت امام كاظم (عليه السـلام) نه مشكل دلالت و نه مشكل مضمون و محتـوي دارد و نه مشكل موافقت مخالفان اهل بيت (عليهم السلام) ، بلكه مراسمي را كه آنان به نام نـوروز برگزار ميكردند قابل تأييد ندانست گرچه از ناحيه سـند ضـعيف اسـت و مهـمتـر اينكه روايت بودن آن اصلاً ثابت نيست زيرا ابن شهر آشوب (قدس سـره) اين جريان را به صورت حكايت نقل ميكند و نسبت به هيچ راوي و هيچ كتابي نميدهد ...

و احتمالاً دستور نماز و دعا در روز نوروز با هدف عطف توجّه مردم از سرگرميهاي هرزه و بي هدف به سمت و سوي كارهاي هدف دار و سازنده و خدا پسند باشد نـه اينكه خود روز نوروز داراي امتياز و ويژگي متناسب با راز و نياز و توجّه به خدا باشد
مانند روزهاي عرفه و غدير و شب هاي قدر و نيمه شعبان ... [12]

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] عتيق : قديمي ، كُهَن ، ديرينه . و كعبه را بيت العتيق ناميده اند زيرا از قديم الايام مركز پرستش خداوند متعال بوده است .

[2] درباره ماجراي اين گروه به تفسير نمونه ج 2، آيه 243بقره مراجعه نماييد .

[3]  ممكن است مراد از ظاهر شدن واليان امر ، رجعت ائمه معصومين (عليهم السلام) به دنيا و حكومت آن بزرگواران باشد .

[4] محله اي است از محله هاي كوفه .
[5] بحارالانوار، ج 59، باب 22، ص 91 و 92

[6] ايرانيان .
[7] فقال عليه السلام : إني قد فتّشت الأخبار عن جدّي رسول االله صلي االله عليه وآله وسلم فلم أجد لهذا العيـد خبـراً وإنّـه سـنّة للفرس ومحاها الاسلام ومعاذ االله أن يحيي ما محاه الاسلام .

[8] * تعجب ميكنم از شمشير صيقلي شده و جلا داده شده اي كه در روز نبرد و جنگ تلألو و درخشش آن بر فراز جسم تـو بـود ،
آن جسمي كه گرد و غبار خاك بر او نشسته بود .
*
تعجب ميكنم از تيرهايي كه در برابر چشم اهل و خانواده ات در جسم تو فرو ميرفتند در حالي كه آن بانوان جدت (صلي االله عليـه و آله) را صدا ميزدند و اشكهايشان ريزان بود .
*
چرا آن تيرها شكسته و پراكنده نشدند و چرا بزرگواري و بزرگي ، شـرافت و شـوكت و سـروري تـو آن تيرهـا را از اصـابت بـر جسمت باز نداشت و مانع نشد .

[9]  مناقب آل ابي طالب ج 4، ص 344 - بحارالانوار ، ج 48، ص 108
[10]  شخصيت معلي بن خنيس در بين علماي رجال محل اختلاف و بحث است . گروهي او را عادل و ثقه ميشمارند و جمعي ديگر عدالت و وثاقت او را نميپذيرند.

[11] قَالَ عيسي ابنُ مرْيم :اَللّهم ربنَا أنْزِلْ علَينَا مائدةً منَ السماء تَكُونُ لَنَا عيداً لأوّلِنَا و آخرِنَـا و آيـةً منْـك . سوره شریفه مائـدة، آیه  114

حضـرت عيسي (علی نبینا وآله و عليه السلام) عرض كرد : خداوندا ، پروردگار ما غذا و طعامي بر ما از آسمان نازل فرما تا براي اولين و آخرين ما عيد باشد و نشانه و معجزه ای از طرف تو باشد .

[12] روزنامه كيهان، شماره 18195، پنج شنبه 1383/12/27، ص 6

 


مجوز استفاده از قالب مذهبی یاسین براي اين دامنه داده نشده , برای دریافت مجوز قالب بر روی لینک ، ( درخواست مجوز ) کلیک کنید