منو

پنج شنبه, 30 فروردين 1397 - Thu 04 19 2018

A+ A A-

شرایط صحّت عقد بیع (خرید و فروش)

شرایط صحّت عقد بیع (خرید و فروش)

به فتوای مراجع معظم تقلید

معامله و خرید و فروش دارای شرایط صحّتی می باشد که در ذیل می آید:

1) انشاء ایجاب و قبول

2) موالات بین ایجاب و قبول

3) تطابق بین ایجاب و قبول.

4) معلّق نبودن معامله بر امر غیر حاصل یا امر مجهول.

5) بیع زمان دار و موقّت نباشد. (مشهور)

6) فروشنده و خریدار دارای شرایط شرعی مقرّر شده برایشان باشند.

 

شرط اول:

انشاء ایجاب و قبول

مسأله: در خرید و فروش (عقد بیع) ایجاب و قبول معتبر است و انشای این دو با لفظ یا عمل واقع می شود:

 الف. انشای لفظی ایجاب و قبول: با هر لفظی که دلالت بر مقصود کند واقع می شود مثل اینکه:

فروشنده بگوید: فروختم، تملیک نمودم، معاوضه نمودم

و خریدار بگوید: خریدم، قبول کردم، پذیرفتم، به ملکیّت خود در آوردم

و در این رابطه، لازم است خريدار و فروشنده قصد انشاء داشته باشند، يعنی به گفتن اين دو جمله مقصودشان خريد و فروش باشد.

همچنین در هنگام انجام معامله (خريد و فروش) لازم نيست صيغه معامله را به زبان عربی بخوانند و به زبان ‌های دیگر نیز کافی است، مثلاً اگر فروشنده به فارسی بگويد: «اين مال را در عوض اين پول فروختم» و مشتری بگويد: «قبول كردم» معامله صحيح است.

 این نوع معامله را «بیع عقدی یا بیع بالصیغه» نیز می‌ نامند.

ب. انشای عملی ایجاب و قبول در خرید و فروش: با دادن کالا و گرفتن عوض آن واقع میشود یعنی فروشنده با دادن کالا به خریدار معامله را انشاء ‌کند و کالا را ملکِ خریدار نماید و خریدار نیز با دادن ثمن به فروشنده قبول را انشاء ‌کند و ثمن را ملک فروشنده نماید.

چنین معامله‌ای که در انشاء و تحقّق آن از لفظ استفاده نمی‌شود و خریدار و فروشنده صيغه معامله را به هیچ زبانی نمی‌خوانند «خرید و فروش معاطاتی یا معامله معاطاتی یا بیع معاطاتی» نامیده می‌شود.

 و در صحّت معاطات فرقی بین مال ارزشمند یا کم ارزش نیست و هر دو نفر مالك مالی که از طرف مقابل گرفته اند می‏شوند.

شایان ذکر است گاه معامله معاطاتی با دادن کالا توسّط فروشنده و دریافت آن توسّط خریدار بدون آنکه خریدار ثمن را بپردازد واقع می‌شود مثل اینکه ثمن، کلّی در ذمّه باشد همچنین گاه معامله معاطاتی با دادن ثمن توسّط خریدار و دریافت آن توسّط فروشنده بدون آنکه فروشنده کالا را تحویل دهد واقع می‌شود مثل موردی که کالا (مثمن)، کلّی در ذمّه باشد.

مسأله:

مرحوم امام، مقام معظم رهبری، آیات عظام سیستانی، بهجت:

بيع با صيغه (و لفظ) یا به صورت معاطات از ناحيۀ هر دو طرف لازم است، مگر اينكه خيار فسخ وجود داشته باشد.

آیات عظام صافی، گلپایگانی:

بيع با صيغه (و لفظ) از ناحيۀ هر دو طرف لازم است، مگر اينكه خيار فسخ وجود داشته باشد. امّا بیع به صورت معاطات هرچند موجب ملکیّت می گردد ولی عقد جایز محسوب می¬شود و این عقد لازم نمی گردد مگر به تلف شدن یکی از عوضین یا تصرّفی که موجب تغییر در مال گردد یا تصرّفی که موجب انتقال مال به دیگری شود و چنانچه یکی از طرفین بمیرد وارث وی حق رجوع ندارد.

مسأله:

انشاء در عقد بیع و مانند آن به معنای ایجاد کردن در مقابل إخبار که به معنای خبر دادن است می‌باشد، در إخبار احتمال صدق و کذب می‌رود بر خلاف انشاء که صدق و کذب در آن معنا ندارد به عنوان مثال اگر انسان بگوید: فلان چیز را فروختم دو معنا ممکن است داشته باشد یکی اینکه خبر دهد از اینکه جنس خود را فروخته‌ام که این همان إخبار است و دیگر اینکه در هنگام معامله به مشتری بگوید: این جنس را به شما فروختم و با این جمله (فروختم) قصد ایجاد بیع معیّن را داشته باشد.

مسأله:

قصد ایجاد بیع (خرید و فروش) و به عبارتی انشای آن از مُقوِّمات بیع و معامله محسوب می‌شود و در صورتی که فروشنده و خریدار قصد معامله نداشته باشند عقد بیع واقع نمی‌شود، لذا یکی از شرایطی که بیع و معامله باید دارا باشد، آن است که خریدار و فروشنده قصد جدّی معامله داشته باشند. بنابراین اگر مثلاً فرد به شوخی به طرف مقابل بگويد: مال خود را فروختم یا طرف مقابل به شوخی به او بگوید: مالِ شما را خریدم، چنین معامله ای، باطل است.

مسأله:

مرحوم امام، آیات عظام سیستانی، خویی، تبریزی، وحید خراسانی:

 احکام معامله و خرید و فروش معاطاتی با احکام معامله‌ای که در آن عقد خوانده شده است یکی است، بنابراین شرایط صحّت عقد بیع و شرایط خریدار و فروشنده و شرایط ثمن و مثمن و خیاراتی که بعداً خواهد آمد در هر دو نوع از معامله مشترک می¬باشد.

آیات عظام صافی، گلپایگانی:

احکام معامله و خرید و فروش معاطاتی با احکام معامله‌ای که در آن عقد خوانده شده است یکی است، بنابراین شرایط صحّت عقد بیع و شرایط خریدار و فروشنده و شرایط ثمن و مثمن در هر دو نوع از معامله مشترک می‌ باشد و همچنین خیاراتی که بعداً خواهد آمد در مواردی که بیع معاطاتی لازم گردد جاری می شود.

مسأله:

مرحوم امام، آیات عظام سیستانی، خویی، تبریزی، وحید خراسانی:

قرار دادن شرط خیار برای مدّت معیّن یا شرط فعل یا شرط دیگر در ضمن معامله معاطاتی صحیح است، بنابراین اگر هر یک از خریدار و فروشنده مال خود را به دیگری بدهد و قصد معامله (بیع) داشته باشند و یکی از آن دو در حال انشای معامله معاطاتی و تحویل دادن ثمن یا مثمن بگوید: برای خودم به مدّت یک ماه خیار فسخ قرار دادم و دیگری قبول کند شرط خیار صحیح است همچنین اگر شرط مذکور را در پیش گفتگوی معامله معاطاتی ذکر کنند و داد و ستد بر اساس همان شرطی که در پیش گفتگو ذکر شده واقع گردد صحیح است.

آیات عظام صافی، گلپایگانی:

قرار دادن شرط خیار برای مدّت معیّن یا شرط فعل یا شرط دیگر در ضمن معامله معاطاتی صحیح است لکن قبل از لازم شدن بیع عمل به شرط واجب نیست و بعد از لزوم بیع مثل مورد تلف شدن مال یا تغییر آن عمل به آن لازم می گردد.

مسأله:

معاطات در غیر خرید و فروش (بیع) از سایر عقود اسلامی بلکه ایقاعات جاری است مگر در موارد خاصّ مثل ازدواج یا طلاق یا نذر و عهد و قسم و مانند آن که بدون خواندن صیغه شرعی واقع نمی شود.

 

شرط دوم:

موالات بین ایجاب و قبول

مسأله:

آیات عظام سیستانی، خویی، تبریزی، وحید خراسانی:

در محقّق شدن خرید و فروش (عقد بیع) موالات بین ایجاب و قبول به معنایی که خواهد آمد لازم است بنابراین اگر فروشنده بگوید فروختم و خریدار به گفتن قبول مبادرت نکند تا آنکه فروشنده از فروش منصرف گردد سپس خریدار بگوید خریدم، معامله محقّق نشده است امّا اگر فروشنده از فروش منصرف نشود و منتظرِ قبول بماند تا اینکه خریدار بگوید خریدم معامله صحیح است.

مرحوم امام، آیات عظام بهجت، گلپایگانی:

موالات بين ايجاب و قبول به معناى نبودن فاصلۀ طولانى بين آنها كه آن را از عنوان عقد و قرارداد بستن با هم، خارج سازد، معتبر مى‌باشد و فاصلۀ مختصر، به طورى كه گفته شود كه اين قبولِ آن ايجاب است، ضررى نمى‌رساند.

آیت الله صافی گلپایگانی:

اگر فروشنده بگوید فروختم و خریدار به گفتن قبول مبادرت نکند تا آنکه فروشنده از فروش منصرف گردد سپس خریدار بگوید خریدم، معامله محقّق نشده است بلکه احتیاط واجب در معامله فاصله نشدن طولانی بین ایجاب و قبول است. هر چند طرفین در مجلس معامله حاضر باشند.

مسأله:

یکی بودن (وحدت) مجلس معامله لازم نیست بنابراین اگر با تلفن با هم عقد بیع ببندند و یکی ایجاب و دیگری قبول معامله را بگوید معامله صحیح است.

مسأله:

آیات عظام سیستانی،خویی، تبریزی، وحید خراسانی:

معامله با نامه نگاری صحیح است اگر فروشنده از فروش کالا منصرف نشده باشد و منتظر قبول بماند و سایر شرایط صحّت معامله نیز مراعات گردد.

 

شرط سوم:

تطابق بین ایجاب و قبول

مسأله:

مطابقت بین ایجاب و قبول در ثمن و مثمن و سایر حدود و شرایط معامله لازم است بنابراین معامله در موارد ذیل واقع نمی شود:

الف. فروشنده بگوید: این پارچه چادری را صد هزار ریال فروختم.

خریدار بگوید: این پارچه پیراهنی را صد هزار ریال خریدم.

ب. فروشنده بگوید: این پارچه چادری را صد هزار ریال فروختم.

خریدار بگوید: این پارچه چادری را نود هزار ریال خریدم.

ج. فروشنده بگوید: این منزل را پانصد میلیون ریال فروختم به شرط آنکه هزینه‌های جانبی فروش مثل هزینه سند زدن بر عهده خریدار باشد.

خریدار بگوید: این منزل را پانصد میلیون ریال بدون این شرط خریدم یا بگوید: این منزل را پانصد میلیون ریال خریدم به شرط آنکه کلّیّه هزینه‌های جانبی فروش مثل هزینه سند زدن بر عهده فروشنده باشد.

د. فروشنده بگوید: این ماشین را به پنجاه میلیون ریال در ذمّه خریدار فروختم.

خریدار بگوید: این ماشین را به پنجاه میلیون ریال که در ذمّه فرد دیگری است و از وی طلبکارم فروختم.

مسأله:

آیت الله سیستانی:

اگر یک طرف معامله، انشاء معامله (عقد بیع) را مشروط به رعایت شرطی بر عهده خویش نماید و انشاء معامله از طرف فرد دیگر مطلق باشد، صحّت عقد محل اشکال است مثل اینکه:

الف. فروشنده بگوید: این فرش را به تو فروختم به شرط آنکه یک لباس برایت بدوزم.

 خریدار بگوید: این فرش را بدون این شرط خریدم.

ب. فروشنده بگوید: این فرش را به تو فروختم.

خریدار بگوید: این فرش را خریدم به شرط آنکه یک لباس برایت بدوزم.

در دو مثال فوق معامله به شکل مشروط منعقد نمی شود بلکه انعقاد آن بدون شرط نیز محل اشکال است.

 

شرط چهارم:

معلّق نبودن معامله بر امر غیر حاصل یا امر مجهول

مسأله:

مرحوم امام، آیات عظام سیستانی، خویی، تبریزی، وحید خراسانی، گلپایگانی،صافی گلپایگانی:

معلّق بودن معامله (عقد بیع) بر امر غیر حاصل در هنگام انعقاد عقد صحیح نیست  و فرق ندارد که بداند امر مذکور بعداً محقّق می شود یا نداند به عنوان مثال چنانچه فروشنده بگوید: این کالا را فروختم اگر در شب آینده هلال اول ماه رؤیت گردد یا اگر فرزندِ پسر برایم متولّد شود یا اگر پدرم از مسافرت برگردد، چنین معامله‌ای باطل است.

مسأله:

مرحوم امام، آیات عظام سیستانی، خویی، تبریزی، وحید خراسانی، گلپایگانی،صافی:

معلّق بودن معامله (عقد بیع) بر امر مجهول الحصول در هنگام انعقاد عقد صحیح نیست مثل اینکه فروشنده نداند روزی که در آن قرار دارد روز جمعه است یا نه و بگوید: این کالا را فروختم اگر امروز روز جمعه باشد، چنین معامله‌ای صحیح نیست اما اگر بداند روزی که در آن قرار دارد روز جمعه است معامله مذکور صحیح است. 

 

شرط پنجم:

بیع زمان دار و موقّت نباشد

مسأله:

مشهور فقهاء:

از جمله شرايط صحّت معامله (عقد بیع) آن است كه فروش به نحو فروش زمانی برای مدّت معيّن نباشد و گرنه مالكيّت زمانی بدین گونه که فروشنده کالایی را تنها برای زمان موقّت بفروشد و پس از سپری شدن زمان مذکور دیگر خریدار مالک آن نباشد باطل است و وجه شرعی ندارد مگر آنکه مرجع آن این امر باشد که بیع مطلق باشد و مقیّد به زمان معیّن نشده باشد و در ضمن معامله شرط شده باشد که فروشنده مذکور حق فسخ معامله را در زمان معیّن داشته باشد یا وکیل در باز خرید کالا در زمان معیّن باشد.

 

مسأله:

مقام معظم رهبری، آیات عظام سیستانی، نوری همدانی، بهجت، تبریزی، صافی:

گاه اماکن تجاری یا مسکونی و مانند آن بدین گونه فروخته می‌شود که مکان مذکور تنها در یک فصل معیّن از سال مثل فصل بهار به طور دائم ملک خریدار باشد و در فصول دیگر ملک او نباشد چنین معامله‌ای نیز از مصادیق فروش زمانی محسوب می‌شود و باطل است. اما اگر فروشنده مکان مذکور را مثلاً به چهار نفر خریدار به طور مشاع بفروشد تا خریداران بعد ار انعقاد عقد بیع در آن شرعاً شریک گردند سپس با توافق شرکاء جهت استفاده از مکان مذکور نوبت بندی شود که هر شریک در فصل معیّنی از سال از آن مکان استفاده نماید اشکال ندارد.

آیت الله مکارم:

گاه اماکن تجاری یا مسکونی و مانند آن بدین گونه فروخته می‌شود که مکان مذکور تنها در یک فصل معیّن از سال مثل فصل بهار به طور دائم ملک خریدار باشد و در فصول دیگر ملک او نباشد چنین معامله‌ای نیز از مصادیق فروش زمانی محسوب می‌شود

 

شرط ششم:

شرایط فروشنده و خریدار

فروشنده و خریدار باید دارای شرایط شرعی مقرّر شده برایشان باشند.

مسأله:

فروشنده و خریدار به هنگام انجام معامله باید دارای شروط ذیل باشند:

شرط اول: دارای اختیار باشند و کسی آنان را إکراه یا إجبار به انجام معامله نکرده باشد.

شرط دوم: جنس یا عوضی را كه می‏دهند مالك بوده یا در حکمِ مالک باشند.

شرط سوم: محجور و ممنوع از تصرّف در اموالشان نباشند. [1]

 

و هر کدام از اینها احكام مفصلی دارد که برای اطلاع می توانید اینجا را کلیک نمایید.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] احکام اقتصادی اسلام، اداره پاسخگویی، از ص 63 تا 68، م83 تا 100 –  توضیح المسائل جامع، ج2 ، شرایط عقد بیع (خرید و فروش)منهاج الصالحین، ج 2، فصل البیع –  تحریر الوسیله، ج 2، فصل کتاب البیع